چرا باید از کالا های ایرانی استفاده کنیم؟

 
درباره وبلاگ

 

موضوعات

 

آخرين نوشته ها

 

نويسندگان

 

دوستان

 

آرشيو مطالب

 




 

خرید کالای ایرانی و حمایت از تولید داخل در شرایط اقتصادی که کشور ما در آن به سر می برد یک امر کاملاعقلانی است که مقام معظم رهبری بارها بر روی آن تاکید کرده اند که متاسفانه مورد غفلت واقع شد و ما شاهد جولان کالاهای وارداتی در بازار های داخلی هستیم در حالی که کالاهای مشابه داخلی مورد استقبال خریداران قرار نمی گیرد و کشور با مشکلاتی همچون بیکاری مواجه می گردد. نکته جالب تر آنکه این روزها حتی بسیاری از تولیدات داخلی با نام و نشان کالاهای خارجی در بازار عرضه شده و برخلاف بسیاری از کشورهای جهان که تولید داخلی مایه مباهات است برای تولید کننده و فروشنده داخلی، جنس ایرانی مایه مباهات نیست.واقعیت آن است که چه بخواهیم و چه نخواهیم گرایش به سمت مصرف کالاهای خارجی در کشور ما وجود دارد و آثار و عوارض سوء آن در همه جنبه های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی کشور قابل مشاهده است . برای اصلاح این عادت ناپسند باید دست به دست هم بدهیم و از راه های درست وارد شویم تا تحقق کامل اهداف جهاد اقتصادی را شاهد باشیم.رسیدن به جایی که کالای ایرانی مورد استقبال مردم واقع شود دو راهکار دارد.اول اینکه دولت می تواند خرید محصولات خارجی توسط دستگاههای تابعه خود و کلیه دستگاه هایی که به نوعی بودجه خود را از دولت دریافت می کنند را ممنوع اعلام کند که این کار پس از فرمایشات رهبر معظم انقلاب در جمع نخبگان کشور اجرایی شد و هیئت دولت در سفر استانی به همدان خرید هرگونه کالای خارجی که مشابه آن در داخل تولید می شود را ممنوع اعلام کرد که این اقدام مثبت دولت گامی بلند در جهت حمایت از تولید داخل و توجه به محصولات ایرانی است.البته باید منتظر ماند و دید که سازمان های دولتی و تابعه تا چه اندازه به این مصوبه پایبند اند و به آن عمل می کنند. اگر می خواهیم مردم به خرید کالای خارجی عادت نکنند، باید از کالای ایرانی به طور بی شائبه حمایت کنیم چرا که حمایت از تولیدات داخلی پاسداری از اقتصاد ملی است ؛ لذا ابتدا دولت باید خود را از خرید کالای خارجی و ترجیح آن بر تولیدات داخلی مبرا کند.و از سوی دیگر باید با رسیدگی به موضوع مشکلات
    تولید کنندگان و معیشت کارگران زمینه های لازم برای تولید کالای ایرانی با کیفیت را فراهم کنند. برای افزایش اشتغال و مبارزه با فقر و بیکاری دولت وظیفه سنگین حمایت از تولید داخلی را برعهده دارد و باید از تمامی امکانات مادی و معنوی که در اختیار دارد در جهت توسعه هر چه بیشتر تولید بهره گیرد و مردم با شناخت کافی از خصوصیات کالاها بهترین یاری دهندگان خواهند بود.‏
    
    پس از آنکه دولت خود در این مسیر پیش قدم شد می تواند از مردم هم بخواهد که کالای ایرانی را بر نمونه خارجی آن ترجیح دهند.دولت برای انجام این کار ضمن فرهنگ سازی و تشریح فواید خرید کالای ایرانی برای کشور می بایست زمینه را نیز برای راغب شدن مردم به تولیدات داخلی از طریق افزایش کیفیت و مناسب سازی هزینه تمام شده فراهم کند.تاکید بر مصرف کالای ایرانی ، فقط توصیه ای برای مصرف کنندگان نیست . بلکه تولید کننده هم باید با ارائه کیفیت برتر و قیمت پایین تر ، اجازه ندهد که مشتریان به کالای خارجی تمایل پیدا کنند . تولید کننده باید مصرف کننده را محترم بشمارد و کالای مرغوب به او بدهد و مصرف کننده هم باید تا جنس ایرانی هست ، جنس خارجی نخرد .به فرموده رهبر معظم انقلاب« ما باید تولید ملی را افزایش بدهیم، تقویت کنیم؛ عادت کنیم به مصرف تولیدات داخلی؛ عادت کنیم به بالابردن کیفیت تولیدات داخلی، که البته در این مورد مسئولین دولتی و همچنین قانونگذاران وظایف سنگینی دارند».(بیانات در دیدار کارگزاران نظام27/05/89)‏ نخریدن کالای ایرانی به معنای ماندن تولیدات در انبارهاست و اینکه هزینه های صرف شده برای تولید نه تنها به سود تبدیل نشده بلکه با زیان انباشته نیز مواجه شده است. این اتفاق باعث می شود کم کم تولیدکنندگان نه انگیزه ای برای تولید داشته باشند و نه پولی که برای این فعالیت اقتصادی سرمایه گذاری کنند. برچیده شدن بساط تولید هم عاقبتی جز افزایش نرخ بیکاری و افول شاخص های اقتصادی مانند تولید ناخالص داخلی، ارزش افزوده، رشد اقتصادی و ... ندارد.برای ترغیب مردم به خرید کالاهای ایرانی باید از کار فرهنگی ، تبلیغات و آماده سازی فکر و رفتار نوجوان و حتی کودکان بهره جست و از تاثیر رسانه های دیداری و شنیداری و مکتوب برای اصلاح رفتار اجتماعی استفاده کرد . در این میان آموزش و پرورش ، وزارت ارشاد ، صداو سیما، دستگاههای آموزش عالی ، مطبوعات و.... می توانند نقش مهم و ارزنده خود را در این راه ایفا کنند تا ایرانی با افتخار از کالای ایرانی استفاده کند .اطلاع رسانی از طریق رسانه ها بخصوص صدا وسیما در خصوص فواید خرید کالای ایرانی و عوارض خرید کالای خارجی برای کشور می تواند مردم را به خرید تولیدات داخلی ترغیب کند.یکی از عوارض خرید کالای خارجی بیکاری و تعطیلی واحد های تولیدی داخلی است که امروز بسیاری از خانواده ها با معضل بیکاری به نوعی دست و پنجه نرم می کنند که این معضل خود زمینه ساز معضلات اجتماعی بسیاری است.لذا رسانه ها باید خانواده ها را به هنگام خرید کالابه این موضوع توجه دهند که با خرید کالای ایرانی چه خدمتی به کشور خود می کنند.در آموزش وپرورش ایران باید برنامه ریزی شود تا با افزایش دانش فراگیران ، اطلاع او از هویت فرهنگی و منافع ملی افزایش یابد . متاسفانه بسیاری از لوازم التحریر دانش آموزان ایرانی از خارج وارد می شود .
    
    این به آن معناست که ایرانی از کودکی می آموزد کالای خارجی استفاده کند.در رادیو و تلویزیون باید محدودیت های بیشتری برای تبلیغات کالاهای خارجی اتخاذ شود و در عوض از تبلیغ کالای ایرانی حمایت گردد تا رسانه ملی کارکردی ضد توسعه ملی نداشته باشد‏.

 


۱۳٩۱/٩/٧ توسط حامد نصیری



چرابایدکالای ایرانی مصرف کنیم؟

نقشه عملیات رشد اقتصادی
جهاد اقتصادی

نویسنده:حامدنصیری(اردلی)

اشاره:
    «من امسال را »سال جهاد اقتصادی« اعلام کرده ام. این معنایش این است که ملت ایران در این برهه از زمان، جهادش به طور عمده در عرصه اقتصاد است‎.‎‏» بیانات رهبر فرزانه انقلاب بیانگر بهترین مسیر برای تحقق پیشرفت توام با عدالت و ارتقای ایران اسلامی است. این موضوع به طور ویژه در ابتدای هر سال با توجه به نامگذاری سال جدید تبلوری دیگر یافته و تبدیل به انگیزه‏ای مضاعف در میان مردم و مسئولان برای اجرای منویات ایشان می شود.(باید بشود) نامگذاری سال 90 به عنوان «جهاد اقتصادی» برای نشان دادن مسیر و نوع جهت گیری برای مردم، دولت، مجلس و همه ارکان موثر کشور است. باید دقت کنیم که تعبیر جهاد در فرمایشات رهبری معظم یک بار معنایی عمیقی دارد و با بهره گیری از این تعبیر باید مجاهدت کرد و مجاهدگونه در عرصه های اقتصادی عمل نمود. ‏
    
    تعریف عملیاتی جهاد
    برای ملتی که معنای جهاد را با حضور هشت ساله خود در میدان های مبارزه علیه دشمن درک نموده است تعریف جهاد« زیره به کرمان بردن» است. دوران دفاع مقدس برای ما، هم جهاد نظامی بود هم جهاد سیاسی. هم جهاد اقتصادی بود و هم جهاد علمی. به بیانی دیگر مجالی بزرگ برای هنرنمایی جوانان این مرز و بوم که زیبایی های مقاومت و جهاد اسلامی را به رخ جهانیان بکشند. برای بررسی مفهوم عملیاتی جهاد به چند نکته که از میان فرمایشات رهبر معظم انقلاب (در جمع مردم و کارکنان صنعت نفت عسلویه) اقتباس شده است بسنده می کنم:‏
    
    ‏1- جهاد با تلاش فرق دارد: این جهادی که امروز باید انجام دهیم -جهاد اقتصادی- از جهادهایی که تا امروز ملت ایران انجام داده، مشکل تر نیست؛ اما باید بدانیم چه کار می خواهیم بکنیم‎. ‎جهاد اقتصادی، صرفاً تلاش اقتصادی نیست. ‏
    
    ‏2- رویارویی با دشمن؛ بار معناییِ ویژه جهاد: جهاد یک بارِ معنایی ویژه ای دارد. هر تلاشی را نمی شود گفت جهاد. در جهاد، حضور و رویارویی با دشمن، مفروض است. انسان یک تلاشی می کند، دشمنی در مقابل او نیست؛ این جهاد نیست. اما یک وقت شما می خواهید یک تلاشی را انجام دهید، که بخصوص یک دشمنی سینه به سینه شما ایستاده است؛ این می شود جهاد. ‏
    
    ‏3- انواع جهاد: ممکن است یک وقت این جهاد به شکل قتال (جنگ) باشد، ممکن است جهاد مالی باشد، ممکن است جهاد علمی باشد، ممکن است جهاد فنی باشد؛ همه اینها جهاد است؛ انواع و اقسام جهاد و مبارزه است.‏
    
    ‏4- معادل جهاد در ادبیات امروز: اگر بخواهیم در ادبیاتِ امروز ما برای «جهاد»‏‎ ‎معادلی پیدا کنیم، می شود «مبارزه». جهاد اقتصادی، یعنی مبارزه اقتصادی‎.‎
    
    ‏5- نیت خدایی: نیت اگر نیت خدایی باشد، می شود جهاد فی سبیل اللَّه. وقتی انسان برای اعلای کلمه حق، اعلای کلمه اسلام، عزت بخشیدن به امت اسلامی و ملت مومن و مسلمان ایران تلاش می کند، این جهاد می شود جهاد فی سبیل اللَّه. آن وقت در این تلاش، برکات و عظمت و شان جهاد فی سبیل اللَّه وجود دارد.
    
    پیش نیازهای تحقق جهاد اقتصادی
    مسلماً برای تحقق جهاد اقتصادی نیازمند فراهم آوردن زمینه ها و پیش نیازهایی هستیم که اقتصاد کشور را در مسیر توسعه بیمه نماید. برخی از این پیش نیازها به شرح زیر است
:‏
    
    اول: تعریف اسلامی از علم اقتصاد: «جهاد» یک واژه اسلامی و از فروع دین است. پس تحقق جهاد اقتصادی بر بستر علوم غربی ممکن نیست. پایه و مبنای علوم
    انسانی ای که امروز در غرب مطرح است، از اقتصاد و جامعه شناسی و مدیریت و انواع و اقسام رشته های علوم انسانی، بر مبنای یک معرفت ضددینی و غیردینی و نامعتبر از نظر کسانی است که به معرفت والاو توحیدی اسلامی رسیده باشند. ما در این زمینه ها باید کار کنیم. قدرت پیشرفت علمی و باز کردن راه های نو و گشودن افق های جدید را باید در خودمان به وجود بیاوریم؛ همت ما باید این باشد. خوشبختانه ما پیشرفت کرده ایم؛ به وضوح می شود این را دید. برای تحقق جهاد اقتصادی باید عمل مالی و اقتصادی ما بر اساس مفاهیم مالی و اقتصادی اسلام باشد. اقتصادی که درآن ربا حرام است و قرض الحسنه، انفال، بیع، خمس، زکات و ... درآن تعریف شده است. در این مقام توجه دقیق به مسئله عدالت و توسعه اقتصادی، رشد، سنت تسخیر طبیعت به وسیله انسان، توصیه های اسلام در مورد استعمار، استثمار، استصلاح زمین و سرمایه ها، احیاء موات، وجوب خمس و زکات، نفی سبیل کفار بر مسلمین، فلسفه اموال و فلسفه خلقت انسان، از پیش نیازهای ضروری جهاد اقتصادی است.‏
    
    دوم: نقشه عملیاتی: یکی دیگر از استعاره هایی که کلمه جهاد برای ما به ارمغان می آورد، بحث نقشه و طرح است. ما می دانیم که هر جهادی نیازمند طراحی نقشه عملیاتی است. این دقیقاً خواسته ای است که سال گذشته از سوی رهبر معظم انقلاب در نخستین نشست اندیشه های راهبردی مطرح شد که گفتمان سازی و ظرفیت سازی بسیار خوبی نیز در جامعه نخبگانی کشور در مورد آن ایجاد شد‎.‎
    
    سوم: رفع موانع توسعه اقتصادی: در گفتمان دینی ما کلمه جهاد در کنار کلماتی مانند هجرت، ایمان، عبادت و... پازل گفتمانی دین را تکمیل می کند. در برخی موارد، مفاهیم دینی به ما اشاره می کنند که باید مانع را دور بزنید، مثل کلمه هجرت. ولی کلمه جهاد همیشه برخورد با مانع و رفع مانع را مورد توجه دارد. این در معنای جهاد حالت تاکید و تصریح دارد. در همین راستا یکی از استراتژی هایی که تحقق جهاد اقتصادی باید سر لوحه مان باشد این است که باید جهاد عظیمی در شناسایی موانع توسعه اقتصادی کشور صورت دهیم. موارد و موانعی که دست و پا گیر است. معمولاً در نگاه نهادی برخی از مقررات، آیین نامه ها یا ترکیب های نهادی و یا به تعبیر دانشگاهی برخی از مواد یا تفاسیر قانونی که امروزه در بدنه اجرایی ما وجود دارد، معمولاً به شکل مانع عمل می کنند.‏
    
    چهارم: آموزش و تربیت نیروها: همان طور که برای جهاد نظامی سال ها آموزش، تمرین و مانور لازم است، آموزش و تربیت نیروهای مختلف تاثیر گذار در عرصه اقتصادی از پیش نیازهای تحقق جهاد اقتصادی است. اگر نیرو های اقتصادی کشور را آماده نکنیم، مثل هر عملیاتی که اگر آموزش و تربیت نیرو نداشته باشیم، در صحنه جهاد اقتصادی دچار مشکل خواهیم شد. البته بخشی از آموزش نیروها بحث عمومی است، یعنی بدنه آموزش و پرورش و دانشگاه های کشور و در نهایت رسانه ها و به طور مشخص رسانه ملی، باید حرکتی جهادی داشته باشند و یک برنامه مدون در جهت آموزش و تربیت نیروهای کشور نسبت به مقتضیات یک جهاد اقتصادی ارائه و اجرا کنند‎.‎
    
    پنجم: داشتن دیدگاه جامع و سیستمی: هرگونه جهادی نیازمند دیده بانی و رصد دقیق است. استراتژی اساسی که اقتصاد ایران در مسیر تحقق جهاد اقتصادی باید لحاظ کند، یک دیده بانی و رصد جامع و فراگیر و درعین حال سیستمی است. ما باید دقیقاً رصد کنیم که تحولات جهانی در اثر چیست و به چه مسیری سوق پیدا می کند؟ ما باید افق بیست سال آینده اقتصاد دنیا را و همچنین مزیت های نسبی کشور خودمان را رصد کنیم و بشناسیم. ما سریعاً باید خودمان را برای دهه های آینده به کمک رصد و دیده بانی ای که صورت می دهیم، ارتقا دهیم و به مسائلی که از طریق علم تولید ثروت می کنند، بیشتر توجه کنیم. دیدگاهِ اقتصادیِ جامع و سیستمی
    مقوله ای است که به نقاط ضعف و قوت خود در
    عرصه های مختلف کشاورزی، صنعتی، تولیدی، خدماتی، معدنی و ... توجه دارد و همچنین فرصت ها و عوامل تهدید آفرین محیطی را نیز به خوبی می شناسد.‏
    
    ششم: تلاش، احساس مسئولیت و اتحاد همگانی: یکی از پیش نیازهای اساسی تحقق جهاد اقتصادی احساس مسئولیت و کوشش همگانی در کنار روحیه جهادی آحاد جامعه است. که در این راستا توجه به مواردی از قبیل؛ همکاری سه قوه، اتحاد و انسجام ملی، قطع وابستگی از درآمدهای نفتی، تعیین شاخص های مفید برای الگوی مصرف، داشتن راهبرد اساسی در مواجهه با قدرت ها و غول های اقتصادی دنیا، همه جانبه گرایی از پیش نیازهای ضروری است.‏هفتم: توجه به اقتصاد در قالب الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت: از آنجا که اقتصاد به عوامل زیادی اعم از سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، دینی و ... وابسته است برای تحقق جهاد اقتصادی می بایست در کنار سایر جنبه های توسعه براساس الگوی پیشرفت اسلامی ایرانی مورد توجه قرار گیرد.‏
    
    سخن پایانی
    جهاد اقتصادی موجب به فعل درآمدن قابلیت ها، ظرفیت ها و شرایط بالقوه کشور می شود‎.‎ماهیت فعالیت اقتصادی به گونه ای است که قهراً کاربرد مفهوم «جهاد» درباره آن، ناظر به معنای اول؛ یعنی جد و جهد و اهتمام مضاعف برای رتق و فتق امور است. این سعی بلیغ نیز لاجرم محصور در مصادیق اقتصادی مشخص و قابل احصا است. تحقق جهاد اقتصادی به الزامات و ضروریاتی نیاز دارد. الزاماتی مثل آنکه همه ارکان اجرایی کشور که دست اندرکار و مجری چنین اصلی هستند باید مبتنی بر برنامه ای مشخص و روشن اقدامات خود را سامان دهند و از بی برنا مگی و تصمیم های نادرست و شتاب زده پرهیز کنند زیرا مطالعات تاریخی نشان داده هرگاه مجریان و مسئولین به الزامات قانونی و برنامه های مدون و مصوب پایبند بوده اند سریع تر به اهداف توسعه ای خود دست یافته اند. اسلام خواستار انسان و جامعه رشید است. رشد مورد نظر اسلام در زمینه سرمایه های مادی همان توسعه اقتصادی است که انسان و جامعه رشید در مسیر آن قرار دارند‎

 


۱۳٩۱/٩/٧ توسط حامد نصیری